تله خانم انگلیسی برای نیروهای امنیتی ایران
منبع: بازتاب
با انتشار سوابق زن و شوهر انگلیسی، مشخص شد خانم «لیندا دیویس»، یک نویسنده حرفهای بوده که با هدف خلق یک سوژه جهانی برای داستان جدیدش، وارد حریم منطقه نظامی ایران شده است.
روز گذشته یک زن و شوهر انگلیسی که به همراه یک ناخدای استرالیایی وارد منطقه نظامی ایران شده بودند، پس از سیزده روز بازداشت، آزاد شدند.
به گزارش خبرنگار «بازتاب»، در عین حال سوابق وی با سرویسهای جاسوسی انگلستان و نوع عملکرد وی در هنگام برخورد با مأموران نظامی ایران، گمانههایی را درباره احتمال اجرای یک برنامه از پیش تعیینشده در بازدید از پایگاههای ایران به وجود آمده است.
لیندا به محض مشاهده افسران نیروی دریایی ایران فیلم عکاسی خود را از دوربین خارج کرد تا مأموران ایرانی به این نویسنده رمانهای جنایی و پلیسی، مشکوک شوند.شیوخ عرب نیز از فرصت استفاده کرده و تلاش کردند به فرضیه او که در آبهای مورد اختلاف بین ایران و امارات دستگیر شده!، دامن بزنند.
«لیندا دیویس»، نویسنده معروف انگلیسی، ادعا کرده که با همسرش «روپرت وایس» ـ بانکدار مشهور ـ در آبهای مورد اختلاف بین ایران و امارات به صورت غیرقانونی بازداشت شده است. به نظر میرسد این زن ماجراجو و داستانسرای انگلیسی قصد دارد با آب و تاب دادن به بازداشت 13 روزه خود، یکی از پرفروشترین رمانهایش را طی یک سال آینده وارد بازار کند.
دیویس پس از فارغالتحصیلی از دانشگاه آکسفورد، به کار رماننویسی روی آورد. سه سال پس از آنکه او اولین کتاب خود «آشیانه افعیها» را به رشته تحریر درآورد، یک عضو سرویس امنیتی ادعا کرد که «MI6» جاسوسی در بوندسبانک با کد «اورکاوا»دارد که اطلاعات نرخ بهره پیشنهادی دولت آلمان را اطلاع میداده است. این ادعا دقیقا از صفحات کتاب «لانه افعیها» گرفته شده بود.در سال 1999، یکی دیگر از مأموران سیستم جاسوسی انگلیس ادعا کرد که روسها در بانک «سیتیاو» لندن جاسوس دارند و این موردی بود که در کتاب وی ذکر شده بود.
او سپس یک تحقیق دیگر مورد کتابش به نام «آینههای بیابانی» که ماجرای سفر او به هنککنگ و ویتنام است را بیرون داد. این رمان ارتباط با سرویسهای امنیتی قاچاقچیان مواد مخدر، دلالان اسلحه، صنایع الماس و بازار سیاه را به نمایش میگذارد که در دو کشور بریتانیا و آمریکا در سال 1996 به چاپ رسید.
این گزارش میافزاید: هیاهوی زن و شوهر انگلیسی و حمایت رسانههای خارجی از آنان، موضوع جزایر سهگانه ایرانی را در صدر اخبار قرار داده است.این در حالی است که نزدیکی به پایگاههای نظامی و پایگاههای دریایی در قلمرو دولت بریتانیا، نه تنها برای اتباع خارجی که برای انگلیسیها نیز بازداشت در زندانهای مخوف حومه لندن را در پی دارد و هیچگونه چشمپوشی در این موضوع وجود ندارد.
سال گذشته، «لیندا دیویس» با شوهر و سه فرزند خود، لندن را به مقصد دبی ترک کرد تا در آنجا زندگی کنند. آنان در آنجا ویلایی را در کنار دریا گرفتند که به اعتقادشان در کشوری است که خیابانهای بدون جنایت، دریایی زیبا و نقاطی برای اکتشافات دارد. به اعتقاد وی، این منطقه در امارات، جایی بسیار مناسب برای ماجراجویی است.
به نوشته «دیلیتلگراف»، «دیویس» ماجرای اخیر خود را اینچنین شرح میدهد: من و شوهرم به همراه یک ناخدای استرالیایی در ساعت 3:40 دقیقه بعدازظهر به جزیره ابوموسی نزدیک میشدیم. شوهرم در دوربین نگاه میکرد و متوجه شد که منطقه نظامی است و در همین زمان، سه قایق نظامی به طرف ما میآیند. آنان به ما گفتند که خود را تسلیم کنیم و ناگهان دو قایق نظامی ما را محاصره کردند و ده مرد ـ که اغلب آنان نظامی بودند ـ به سمت قایق ما آمدند. من مثل فیلمهای سینمایی در گوشهای خزیده و ساکت ماندم و آنان قایق ما را تصرف کردند. من تلاش کردم با آنها مجادله کنم، اما قایقها و اسلحههای سیاه آنان من را ترساند. نظامیان دوربین عکسبرداری کهنه من را آزمایش و با زبان فارسی از من سؤالاتی میکردند.ابتدا فکر کردم، ممکن است با بیرون آوردن فیلم از دوربین و تسلیم آن، مشکل حل شود، اما این، مشکل بزرگی برای من ایجاد کرد. آنان به من گفتند که چرا حلقه فیلم را از دوربین بیرون آوردی؟ با این کار، فیلم در معرض نور قرار میگیرد و از بین میرود. تو میخواستی مسائلی را از ما پنهان کنی. سپس چند بار توسط افرادی که کمی انگلیسی میدانستند، بازجویی شدیم.
قایق ما به وسیله نیروهای ایرانی اسکورت شد و به منطقهای نظامی که 1000 یارد با ساحل فاصله داشت، رسیدیم. در این نقطه گمان کردیم که یا ما را آزاد میکنند و یا اینکه ما را خواهند کشت. ناگفته نماند که تعداد بیست نفر از افسران نیروی دریایی ایران نیز در آنجا بودند.
تا آن زمان، هیچکدام از ما سه نفر نخوابیدیم. سپس دو افسر که به زبان انگلیسی نیز مسلط بودند، از ما بازجویی کردند و بعد با ما دوست شدند. اولی به ما گفت که به خانهتان بازمیگردید، ولی بعدا گفتند که شما باید برای بازجویی بیشتر با هواپیما به بندرعباس بروید و به این ترتیب، ما به بندرعباس رسیدیم.
در آنجا برای نخستین بار در زندگیام از پلههای هواپیما که پایین آمدم، سوار یک جیپ ارتشی شدم. در آنجا، تعداد زیادی سپاهیان پاسدار با لباس سبز حضور داشتند.
چندی پیش من در پرو زندگی میکردم. البته در کشورهای بلوک شرق نیز زندگی کردهام، ولی تاکنون در فاصله سی دقیقهای کشور امارات، اینچنین فقر و بیچارگی را ندیده بودم و به خاطر همین، در کنار کشور ثروتمندی مانند امارات، انسانهای فقیر و بیچارهای که من در جزیره ابوموسی دیدم، برایم باعث تعجب بود.
سپس ما به نقطهای اعزام شدیم که برای هشت روز آینده محل نگهداری ما بود و گاه از ما در حضور هم سؤال میشد و گاه به تنهایی؛ ولی ما تروریست یا جاسوس نبودیم و از ما فیلم و عکس گرفته شد. به ما هر روز گفته میشد که به زودی آزاد میشوید، ما هم مدارکی امضا کردیم که هیچگونه بیماری نداریم.
بازجوهای ما هیچوقت با من دست ندادند، زیرا آنان مقید بودند که نباید به زنهایی غیر از همسر خود دست بدهند.
البته چندین نفر که با ما احساس همدردی میکردند، اجازه میدادند به خاطر عاطفه مادری هم که شده، با بچههایم در امارات تلفنی صحبت کنم، اما اجازه نمیدادند که با سفارت انگلیس تماس بگیرم.
آنان سپس ما را به هتلی در بندرعباس بردند، در آنجا ما چند دیپلمات انگلیسی و استرالیایی دیدار کردیم و من از این موضوع خوشحال شدم. اما صبح فردا که میخواستیم از هتل خارج شویم، فردی از قوه قضائیه با داشتن مدارکی جلو ما را گرفت و گفت که شما باید به دادگستری بروید. دیپلماتها هم در مقابل درخواست مقاومت کردند ولی او به دیپلماتها گفت که آنان را دستگیر خواهد کرد و نیز ادامه داد که ما باید با پروازی به تهران برویم و دیپلماتها هم نمیتوانند با ما بیایند. در پایان، در فرودگاه تهران با سفیر و همسرش ملاقات کردیم و پس از چهارده روز به دبی و کنار فرزندانم برگشتم. هماکنون نیز قصد دارم که به عفو بینالملل در این زمینه شکایت کنم.
سلام
ممنون که لینک منو را در وبلاگت قرار دادی سری به وبلاگ من بزن
بای